تبليغاتX
دلو
سلام چطورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررین؟؟!

خب دوباره بعد از۴ ماه آپیدم!دلم واسه همتون تنگیده بود!راستش اصن حوصله آپ کردن نداشتم بعدم درسام خیلی سنگین شده باید بشینم خر بزنم!خب چیکارا میکنین؟خوش میگذره؟چیکا میکنین با امتاحانا؟واسه منم دعا کنین بقیه امتحانامم خوب بدم!در ضمن از همه کسانی هم که لطف کردن کامنت گذاشتن خیلی خیلی ممنونم!ایشاالله عروسیتون!

خب اول شب یلدارو به همه تبریک میگم البته با تاخیر!امیدوارم زمستون خوبیو شروع کرده باشید و از اونجا که من خیلی انار دوس دارم واستون عکس انار گذاشتم حال کنین!

                                               

کریسمس هم مباررررررررررررررررررررررررررررررررک!!

 

                   

 راستی ۱۹آبان سالگرد وبلاگم بوده و بهش تولد یک سالگیشو تبریک میگم!وای چه زود گذشت  یک سال شد!!البته بچه همسایه زود بزرگ میشه!

                                    دلو جونم تولد یک سالگیت مبارک!

 

خب یه تولد دیگه هم باید تبریک بگم که آدمه(البته فکر کنم نباشه ولی خب...) ۱۹دی تولد دوسم آنیتاس

که تولدش خیلی خیلی مبارررررررررررررررررررک!!!

     

      >>آنیتا جوووووووووووووووووووووووووووووووووون تولدت مبارک<<

 

خب دیگه بریم سر اصل مطلب که....

گلاب به روتون داشتم فکر میکردم...

بله پس چی؟

فکر کردن هم کاره بدیه به بروبچ گفتم فیلترش کنن..!
خلاصه!!

تو جاده بودیم که....

چشم اینجانب به یه صحنه بسیار عبرت آمیز افتاد..!!

پیرمرد داهاتیو دیدم که در یه حرکت برق آسا مدل زوزویی      V .FINALY

سوار بر خري شد..!!!!

با خودم فكر كردم اگه من جاي اون خره بودم..

(شايد هستم هستي هست هستيم هستيد كردند)

يه همچين قدرتي داشتم عمرا ميذاشتم اون پيره در رفته سوارم بشه...

يه جف پا ميزدم به اونش به چسبه به زير زبونش ولي خب بيچاره خره...

 نمي فهمه شايد واسه همين اسمشو گذاشتن خر...!!!!!!!!!

                                       

 

خب ديگه بريد به درسو مشقتون برسين!كامنت يادتون نره!!!

.

.

مدرسه خوش بگذره!!! فعلا باي

 

             

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 12:39  توسط هلیا  | 

سلام چطورین؟؟خوش میگذره؟؟خب بگذره!!

وای مدرسه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حالا بیخی مدرسه رفتم با آنیتا جونم مصاحبه کردم برید بخونین نظرم بدین!!

هليا: سلام
آنيتا: سلام
آنيتا: مردي؟

هليا: خودتونو معرفي كنيد؟؟
آنيتا: فكر نميكنم نيازي به معرفي داشته باشم
هليا: چقدر خودتونو ميگيريد
آنيتا: اخه دسشويي دارم
هليا: از چند سالگي شروع به چت كردن كردين؟؟
آنيتا: والا بايد بگين از چند ماهگي چون من تا اونجايي كه يادمه تو بچگي زياد چت ميكردم
آنيتا: 2 و 3 تا سايتم قبل از تولدم دادم بيرون
آنيتا: تو شكم مامانم سايت مينوشتم
هليا: آفرين به شما
آنيتا: قربونم بريد
هليا: در مورد علايق خودتون صحبت كنيد؟
هليا: چت كردن؟
هليا: نگاه از زيره سوال در رفتي جواب بده؟؟
آنيتا: خوب علايق من زياده اوليش چته
آنيتا: چتو در يه كلمه بخوام بگم زندگي منه
آنيتا: البته شد دو كلمه
هليا: اگه ميشه يكي از مواردي كه باعث زياد شدن بازديد كنندگانتون در 360 شد رو بگيد؟؟
آنيتا: بازديدكنندگان ما زياد نيستن
آنيتا: ميدونيد
آنيتا: بين خودمون باشه ولي همش خودمونيم
هليا: بابا لومون نده
هليا: خب بريم سر اصل مطلب چرا با بعضيا لجي؟؟
آنيتا: چوم منگلن
هليا:بابا درست صحبت كن حال ندارم درستش کنم
آنيتا: بميييييييييييييييييير
آنيتا: ............... برات
هليا: اگه ميشه يه خورده در مورد مسائل زناشويي مردم صحبت نكنيد؟؟
آنيتا: والا من تصميم گرفتم يه ريش سفيدي كنم بيام اين جوونارو سرو سامون بدم
آنيتا: خودوتو خشايار  كه رييييييييدن
آنيتا: اميرو ..... ( ميدوني ديگه
هليا: راستي مهريه خودت  چند سكه هست؟
آنيتا: من در جريان نيستم

هليا: ما كه ازامير پرسيده بوديم گفت به نيت 14 معصوم 5سكه ربع بهار آزادي
آنيتا: چقدر خوبو قشنگه واقعا كه جووناي ما اينقدر به مسائل ديني توجه دارن
هليا: راستي از آقا امير چه خبر؟
آنيتا: به تو چه
آنيتا: مگه خودت برادر پدر نداري
هليا: خوب اين كلاماتي رو كه ميگم هرچي به مغزت رسيد(اگه داشته باشي)بگو؟
آنيتا: سعي ميكنم
هليا: وبلاگ دلو ؟
آنيتا: جيقلشو
هليا: نويسنده وبلاگ؟
آنيتا:کله پوک
هليا: مدير وبلاگ؟؟
آنيتا: ايييييييييييي ووووووووووو چه خانوم با شقصيتي
هليا: امير؟
آنيتا: چايي چايي
هليا: خشايار؟؟
آنيتا: من چه ميدونم
هليا: ........؟
آنيتا: Mother Father 
هليا:فارسي بنويس نکبت

آنيتا: اينو نميشد فارسي بنويسم

هليا: مورچه؟؟
آنيتا: عظيم الجثه
هليا: علي؟
آنيتا: حرفي در موردشون ندارم


هليا: هستي؟
آنيتا: نه نيستم


هليا: گرسنگي؟
آنيتا: كيك نصف شب
هليا: همون كه به من نددادي؟
آنيتا: اره
هليا: كوفتت بشه ايشالا بره تو گلوت گير كنه
آنيتا: ديگه رفت پايين دفعم شد تو هنوز دنبالشي
هليا: ؟
آنيتا: بام قهري؟؟؟؟؟؟

هليا: شوهر آينده؟
آنيتا: با پدرم صحبت كنيد
هليا: دكو؟
آنيتا: خدا بيامرزش
هليا: خوب ديگه حرفي نداريد؟؟
آنيتا: اگه داشته باشم به تو چه
هليا: نيرنگ ميزني؟
آنيتا: ها
هليا: خوب ديگه برو
آنيتا: يعني كي ميتونه باشه اين وقت شب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هليا: و در آخر هم از خودم تشكر ميكنم كه زحمات فراواني رو كشيدم
هليا: ايشالا عروسيم
آنيتا: اره خيلي اندازه كل عمرت امروز فعاليت داشتي

هليا: خوب ديگه خداحافظ
آنيتا: خداسعدي 
آنيتا: تا با دمپايي نزدم لهت كنم از جلو چشمام خفه شو

هليا:و در آخر هم دوباره از خودم تشکر ميکنم

 

اینم آخرین آپ تابستون من ایشاالله سال تحصیلی خوبی داشته باشید!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 19:17  توسط هلیا  | 

خوب تو این قسمت با امیر(داداش خشی) مصاحبه میکنیم :

 

سلام ٬ مدیر با شما صحبت میکنه . بخش جدیدی رو تو وب افتتاح کردم به نام صندلی یخ !

هلیا: سلام
امیر:سلام

هلیا:خودتو معرفی کن؟
امیر:من امیرم ۱۷ از مشهد

هلیا:اوووووووووووه خشایااااااااااااااااااااااااااااااااااار

امیر:اوووووووومد فرااااااااااار

هلیا: بدبخت دروووووووووو
امیر:

هلیا:چند وقته تو این وب نظر میدی؟؟
امیر:من از همون موقه که کلنگشو میزدن نبودم  ۱ ٬ ۲ ماه بعدش مدیر وبلاگ بهم پیشنهاد داد بعد من با چند تا از پیشنهادام مقایسه کردم اینو انتخاب کردم.

هلیا:اون لحظه که مدیر بهت پیشنهاد داد چه احساسی داشتی؟
امیر: در پوست خودم نمیگنجیدم

هلیا: پس در کجا میگنجیدی؟
امیر:ملوم نیس.

هلیا:بله میشناسیمش ! راستی یه سوالی که واسه خوانندگان این وب پیش اومدی اینه که علت اینکه تو عاشق آنیتا شدی؟؟

امیر:ملوم نیس.

هلیا:بابا فداکار .. بابا پتروس ... بابا ریز علی فهمیده
امیر: بله مچکرم

هلیا:چه جور با این وبلاگ آشنا شدی؟
امیر:خوب داشتم از سر یه کوچه ای رد میشدم دیدم صدا بع بع میاد دیدم یه وبلاگه چوپونشم مدیرش بود.

هلیا:آها مدیر وب کی بود؟
امیر:مدیر وب یکی از دوستای ما بوده الانم بیشتر باهم فامیل شدیم چون داداشم دامادشون شده

هلیا:اسم مدیر چیه؟
امیر:هلیا ٬ ملقب به هلیش.

هلیا:ملومه خیلی خانومه خوشگلو با شقسیتیه
امیر:بله خیییییییییییلی

هلیا:کلمه میگم اولین چیزی که به مخت میاد ( اگه داری ) بگو.

هلیا:آنیتا

امیر: خپل

هلیا:خشایار

امیر:

هلیا: خنده داشت؟؟؟

امیر: آره.یارش خنده دار بود.

هلیا:مدیر وب
امیر: زحمت کش

هلیا:هومن
امیر: آهنگ

هلیا:فرزاد حسنی
امیر:پدر رادانو درورد خوبش کرد

هلیا:قلعه نویی
امیر: بر پدرش لعنت

هلیا:تاکسی نیاوران
امیر:۲۲۲

هلیا:موبایل
امیر:پدرم در اومد تا تونستم شماره آنیتا رو بگیرم!!

هلیا:دادا
امیر: فولاد

هلیا:صندلی یخ
امیر: من واقعا ازتون تشکر میکنم

هلیا:چه پیشنهادی برا هم سن و سالات داری؟

امیر: زن نگیرن!!ولی چیزا دیگه بگیرن!!

هلیا: مرسی از پیشنهادت!!

 

تا مصاحبه بعدی که با آنیتاس بای

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 22:43  توسط هلیا  | 

سلام بچه ها خوبین؟؟چه خبرا؟؟

ببخشید دیر آپیدم!!تو مدرسه ها هم اگه خیلی زود به زود آپ کنم دو هفته یکباره!!

خب حالا برید مصاحبمو بخونید بعدم یه نظری بدین!!!مرسیییییییییییییییییییییییییییی

 

مدیر(هلیا):سلام

خشایار:علیک سلام

هلیا: خودتو معرفی کن

خشایار:به نام خدا خشایار هستم ۱۷ از مشهد

هلیا: خشایار الان ساعت چنده؟

خشایار: بستگی داره چه مارکی بخوای از 12000 هست تا 1 ملیون

هلیا: اه یه 12 تومنیشو برا من نگه دار . حقوق کارمندیه دیگه وسعمون نمیرسه

خشایار:شما که مدیر شبکه گوسفندی وضعت خوبه

هلیا: ای بابااااااااااا یه اسمی در کرده فقط

خشایار:الان میدونی من از کجا دارم باهات چت میکنم؟

هلیا: نه

خشایار: زیر پل . دارم یخ میشکونم و چت میکنم . دستم تا اینجا جر خورده

هلیا:آآآآآآآآخی !!!! بترکم براااااااااااات . من حاضرم تورو به فرزندی قبول کنم

خشایار:همش تخصیر این مدیراس که حقوق ملتو میخورن

هلیا: خشایارتو از چند سالگی فهمیدی یه بچه سر راهی هستی؟

خشایار:من از ۳ سالگی زیر پل فهمیدم که سر راهیم بعد این مدیر شبکون منو استخدام کرد اولش قرار بود وضعیت افراد زیر پل رو گزارش بدم اما بعد مسئولیتم تغییر کرد

هلیا:آها که اینطور ! خوب چرا معتاد نشدی؟

خشایار:من در مقابل مشکلات با جون و دل مقاومت کردم و معتاد نشدم چون اخرین وصیت دایی خدا بیامرزم بود

هلیا:راستی گفتی دایی !!!!! عموت حالش چطوره ؟؟؟؟؟

خشایار: من عمو ندارم

هلیا: خالت چی؟

خشایار: خاله هم ندارم

هلیا: آقا من رسما بت تسلیت میگم . خیلی بدبخت و خدا زده ای

خشایار :خدا رفتگان شما هم بیامرزه ! خدا شما هم بزنه

هلیا:خوب یه سوال ؟ اگه تو یه خونه باشی و یه گوسفند تو حیاط باشه گرسنشم باشه علف بخواد شیر ابم باز باشه بچتم وق بزنه شادمهرم در بزنه مدیر وبم ( من ) زنگ زده باشم اول سراغ کدوم میری؟

خشایار:تلفون سیاره ؟

هلیا: نه ثابته

خشایار: خوب اول میرم یه تل سیار میگیرم میام گوشیو ور میدارم جواب مدیرو میدم همزمان به گوسفندم علف میدم تو راهم درم باز میکنم

هلیا:یه سوال اساسی ؟ ایا نقشه از قبل کشیده شده ؟ دستی تو کاره؟ ؟؟؟؟ کاره آنیتا و امیره ؟؟؟

خشایار:باید رجیسترش کنی ! اگه رجیستر کنی درس میشه ! میدونی چه جوری؟؟؟ باید ۱ ملیون  بریزی به حساب من

هلیا:یه جمله هست که میگه ..... برات ! که امیر میدونه معنیش چیه میتونی ازش سوال کنی

هلیا: نظرت در مورد اینکه ۱۷ سالته چیه ؟؟

خشایار:۶ماه دیگه میشه ۱۸

هلیا: میدونستی مردای اسفندی مردایین که زنای رمانتیک نباید برن طرفشون؟

خشایار:به نکته لطیفی اشاره کردی ! چون یهو مرده ولشون میکنه دیگه هیچیییییییییییییی...

هلیا:نه از اون نظر ! منظورم اینه که از نظر عاطفه و ابراز احساسات 0 هستند

هلیا: چند تا کلمه میگم اولین چیزی که به ذهنت میاد بگو؟

خشایار: اگه نیومد ؟

هلیا: بعد تو یه ناتوان ذهنی هستی !

هلیا: خوب ! مشهد

خشایار:تنبل

هلیا:گوسفند خوشگل

خشایار: خل و چلا

مدیر(هلیا):هلیا

خشایار: بچه خوشگل

هلیا:امیر

خشایار: اسکل خاورمیانه

هلیا:آنیتا

خشایار: ...

هلیا: مدیر وب

خشایار: هلیا

هلیا:کثافت

خشایار: بی شخصیت

هلیا:امتحان

خشایار: تجدید

هلیا:گوسفند

خشایار: کله پاچه

هلیا: جیپسی کینگ

خشایار:دین دین دری دین دی دین دری دی دیم

هلیا:گیتار

خشایار: لا مینور

هلیا:جوراب

خشایار: سوراخ

هلیا:هلی

خشایار: مرض

هلیا: خوب چند تا کلمه میگم باهاشون جمله بساز

هلیا: گوسفند / ۲۰۶/ یخ / علی اباد کتول / دماغ

خشایار:۲۰۶ تا یخ از علی اباد کتول خریدم کردم تو دماغ گوسفند

هلیا: خوب عزیزم چه حرفی واسه سر راهیای زیر پل داری؟

خشایار: هیچی

هلیا: نمیشه که باید بگی

خشایار : تو چی؟

مدیر: من میگم برن معتاد شن بعدش بمیرن

خشایار: من میگم مدیرشونو بکشن ثروتشو بالا بکشن

مدیر(هلیا): اگه نداش چی؟

خشایار:حد اقل بکشنش

خوب با توجه به خشونت خشایار من ترجیح دادم زودتر محلو ترک کنم و مصاحبه تموم شد

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 0:39  توسط هلیا  | 

سلام!!

خوبین؟؟چه خبرا؟؟چی کارا میکنین؟؟!!!

خب دوباره آپ کردمامیدوارم خوشتون بیاد.

 

.:امتحان آیین نامه راهنمایی و رانندگی:.

به منظور آشنایی دوستان پشت کنکور گواهینامه با آیین نامه راهنمایی و رانندگی یه چند تا از سوالات رو کش رفتیم که در اینجا برای شما میزاریم تا حالشو ببرید.فقط سر امتحان ضایع بازی در نیارید ها...ما رو یه وقت لو ندید ها.....دیگه سفارش نکنم.

 

1 . در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چکار میکنید ؟

الف ـ سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یــره مگه کوری برو اونور دیگه .

ب ـ به موازات دوچرخه سوار حرکت میکنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.

ج ـ پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری که مخش بپاشه بیرون

د ـ با ماشین میکوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .

 

2 . از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیکلت سوارها باشید ؟

الف ـ چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .

ب ـ چون سهمیه بنزینشون کمتره و گناه دارن .

ج ـ چون خیلی کوچیک هستند و ما ریز میبینیمشون .

د ـ ممکنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی کن.

 

3 . در کدام محل است که نباید پارک کنید ؟

الف ـ پارکینگ طبقاتی رایگان الماس شهر .

ب ـ پارکینگ عمومی پارک ملت .

ج ـ دم در خونه مادر زن.

د ـ دم در خونه مادر شوهر.

 

4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟

الف ـ برای تاکید اینکه دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسن.

ب ـ به معنی اینکه باید این  دو خط رو بگیری همینجوری بری .

ج ـ یعنی اینکه دور زدن ممنوع ولی... یه دفعه میتونید دور بزنید که حال همه گرفته بشه .

د ـ یعنی موش تو سوراخ نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.

 

5 . وقتی چراغ زرد رو دیدید باید چه کار کنید؟

الف ـ اگر حتی 1 ثانیه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگیرید و برید.

ب ـ اول یواش برید بعد که دیدید کسی حواسش نیست بازم گازش رو بگیرید و برید.

ج ـ  یعنی چیزی دیگه به اتمام کارت سوختت نمونده..براتون متاسفم

د ـ هیچ خطری شما رو تهدید نمیکنه پس با خیال راحت گازتون رو تا ته بگیرید و برید.

 

6 . این تابلو به معناست ؟

         Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ یعنی جاده خودشو لوس کرده و دو رگه اس.

ب ـ یعنی جاده مار دارد.....مار هم موش تو سولاخ نمیرفت.

ج ـ یعنی همچین ترمز کنید که خط لاستیکاتون بیفته

د ـ یعنی هر چه قدر عشقته لایی بکش!

 

7 . این تابلو  به چه معناست ؟

          Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ یعنی...اووووه ...بیخیال !

ب ـ یعنی....اَ اَ اَ اَ اَ ....ایول بابا !

ج ـ یعنی....ها ا ا ا ا  .....! 

د ـ یعنی .....چـــــ......ــــــی ؟! جون من راس میگی!

 

8 . این تابلو به چه معناست ؟

         Free image hosting FreeShare.us 

الف ـ  ابومسلم سرور پرسپولیسه

ب ـ  پرسپولیس سرور ابومسلمه

ج ـ  فقط تیم ملی

د ـ هیچ کدوم...فقط کریم باقری!

 

9 . به هنگام ترکیدن لاستیک کدام مورد را باید انجام بدید ؟

الف ـ مثل زنها جیغ میکشید و از پنجره میپرید بیرون....

ب ـ خونسردیتون رو حفظ میکنید و بوسیله یه ستون ماشین رو متوقف میکنید( یعنی خودتونو میکوبید به ستون)

ج ـ فرمون رو بچسبید و ول نکنید تا ماشین مثل بچه آدم خودش وایسته.

د ـ چشماتون رو میبندید و به خدا توکل میکنید!

 

10 . در حال نزدیک شدن به خط کشی عابر پیاده هستید . عابرین منتظرند تا عبور کنند.چه مواردی را باید انجام دهید ؟

الف ـ بیخیال عابر بابا....عابر کیلو چنده .بزن برو..

ب ـ با همون سرعت یه دفعه از بغلشون رد میشید تا بترسند و شما حالشو ببرید.

ج ـ اگه دیدید خیلی پرروین، میاید پایین و بعد از چند تا ناسزا بارشون کردن ، تا جایی که میخورن میزنینشون.

د ـ از کنارشون با سرعت رد میشید و بهشون میگید : ..{....}...!

 

 

.:طرح ارتقای امنیت اجتماعی:.

 

بیا تا باهم دیگه بریزیم تو خیابون                    بگیریم و بزنیم نوامیس این و اون

هر کسی خواست به خودش عطر بزنه                    لباس شیک بپوشه، تو بیرون چرخ بزنه

ابتدا بهش بگیم که عطر خوشبو نزنه                    طرح ملی بپوشه، گلاب اصل بزنه

اگه گوش کرد بگیریم شمارشو                    چون می خواد بعدا بگیره هدیه شو

این میشه یه دختر خوب و عالی                    که نمیگه هیچی و مطیع دستور الهی

اما وقتی که نشد این چی کنیم؟                    تا که از دیدن نامحرم جلوگیری کنیم!

چون اگه ببینه نامحرم اونو                    امنیت سلب میشه، وای که نگو!!

پس باید صداش کنیم اون فاطیما کماندو رو                    که بیاد و جمع کنه با امکانات دختر رو

بندازین توی ماشین هرطور شده                    باطوم(ت) و مشت و لگد هم ذکر شده

هرچی باشه اینجاها حکومتش اسلامیه                    شهراشم از هرگونه مفسد بازیها عاریه

اینطوری دک بکنید مفسدارو                    امر معروف بکنید مردمارو

دستوران تموم شد و حالا دیگه رزمنده اید                    بپرید برین وسط ببینیم چیکاره اید

حاج آقا مشکل ایران تنها بدحجابیه                    که اونم الحمد للله در حال بهبودیه!

 

                                 

شب شب شعر و شوره                    کی ظرفارو می شوره!؟

با یار قرار گذاشتم                    خودش میآد می شوره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 18:21  توسط هلیا  |